یکی از نکات برجسته و مبارک در جریان فلسفی و نظری معاصر و جدید ایران، برخلاف جریان سنتی و کلاسیک آن، این است که پرسش فلسفی از اخلاق در آن به جدّ گرفته شده است. امروزه وضیعت چنان است که در این ایام، پرسش از اخلاق، قدر دیده است و بر صدر نشسته است. پیش از این نه جریان اصلی اندیشه فلسفیِ سنتیِ حوزوی، پرسش از ارزش و اخلاق را بر دیده گرفته بود، چرا که این جریان عمدتأ در پای درخت تناور « وجود بماهو وجود » عمر می فرسود؛ و نه آنکه جریان اصلیِ اندیشه فلسفیِ جدیدِ دانشگاهی آن را سُرمه ی چشم ساخته بود، چرا که آن نیز گرفتار خلسه ی ناشی از خیرگی در رودخانه ی عظیم و طویل « تاریخ فلسفه » بود.






هنوز بررسیای ثبت نشده است.